تعبیر خواب Dream Interpretations

تعبیر خواب

حاکم از انس بن مالك روايت نموده است كهپيامبر(ص) فرمود : تعبیر خواب

«ان الرؤيا تقع علي ما تعبر ومثل ذلك مثل رجل رفع رجله فهو ينتظره متي يضعها فاذا رأي احدكم رؤيا فلا يحدث بها الا ناصحا او عالما »

يعني (خواب آنگونه كه تعبير مي شود ،اتفاق مي افتد و واقع شدن آن مانند كسي است كه پاي خود را برداشته است ومنتظر است تا ببيند كه چه وقت آن را روي زمين بگذارد.پس هر گاه يكي از شما خوابي راديد آن را به جز نزد عالم و يا ناصحي بازگو ننمايد )

16 thoughts on “تعبیر خواب Dream Interpretations

  1. محمد says:

    تعبیرصاحب دوپسرشدن درخواب

  2. mehran says:

    خواب بچه نوزاد تازه به دنیا اومده

  3. leila sadeghi says:

    سلام خواب دیدم ثبت نام برا کربلا میکنن صف خیلی شلوغ بود اما ی بلیط خریدم بعد رفتم ب خانواده نشان دادم که مخوام برم زیارت تا سرم چرخید تو صحن حیاط امام حسین بودم رفتم داخل خیلی شلوغ بود افتادم گریه گفتم یا امام حسین با دل شکسته این همه راه آمدم دستم به ضریح نمیرسه یهو دیدم ضریح نصف شد ب حدی که دستم ب قبر مبارکش رسید پارچه سبزی روش بود کنار زدم افتادم گریه و شروع کردم ب دعا

  4. علی says:

    (تعبیر خوردن الت تناسلی حیوانات (که در میان عام فوایدی دارد
    چیست

  5. emad says:

    خواب دیدن کسی که در سیل زلال میفتد و برده میشود

  6. Farnaz Sabzeparvar says:

    خواب دیدم عروسیه دختر خاله مامانمه بعد اومد تو اتاق گفت لباستو از کمد در بیار دیرمون شده من لباسی که برای چهلم مادر بزرگم گرفته بودمو دراوردم تو پلاستیک بود تاش کرده بودم ولی خیلی عجیب بود که سنگین وقتی بازش کردم دیدم
    دستو پایه قطع شده ازش اویزونه هیچ خونی هم نبود مادربزرگمم که فوت شده بود من شروع کردم جیغ زدن گفت بده من مزه کنم میفهمم چیه دادم بهش مزه کرد و شروع کرد داد زدن که تو طلسم شدی تو طلسم شدی بعد پسر خاله مادرم اومد منو بغل کرد موهامو بوسید نازم کرد گفت طلسم شدی نگران نباش اروم باش

  7. الهام بانشی says:

    سلام من خوابهای زیادی دیدم که تو تعبیر خواب که نگاه کردم تقریبا همشون یه تعبیر داشتن دوست دارم شما یه تعبیر کلی بهم بگید و امیدوارم کنید چندتا از خوابهایی که بیشتر نظرمو جلب کردن مینویسم…
    1)
    فصل بهار بود که خواب دیدم دوتا درخت پررر از شکوفه های صورتی و خوشکل هستند که من نشستم و نگاهشون میکنم
    2)
    اول خواب دیدم تو یه پارکینگی هستم که ی دختر تقریبا 7 یا 8 ساله یه سینی تو دستشه یه چیز خوردنی به مردم میده من توجهی نکردم باز همون شب خواب دیدم تو حرم شاهچراغم همون دختره با سینی اونجا بود بهم گفت تو هم میخوای؟ گفتم آره اینی که بهم داد خوردم یه پسته بود که دورش عسل بود با دندون نصفش کردم وسطشم پررر از عسل بود بعد تو خواب یادم اومد که همون دختره هست ازش پرسیدم تو همونی که تو پارکینگ بودی گفت آره گفتم اسمت چیه گفت رزنا سادات با توجه به اینکه من تا اون موقع همچین اسمی به گوشم نخورده بود اما بعد فهمیدم همچین اسمی واقعا وجود داره
    3)
    تو حیاط خونه مادربزرگم با دختر داییام ایستاده بودیم یه کفش راحتی صورتی بود که هرکدومشون پوشیدن اندازشون نشد با توجه به اینکه من پام کوچیکه من پوشیدمش و دقیییقا اندازم بود و خیییلی راااحت بود
    4)
    خونه مادربزرگم تاریک بود من ومادرم و بقیه هر چراغی رو روشن میکردیم یه نور خیییلی کمی داشت و هیچ جا رو روشن نمیکرد من رفتم کنار پنجره ایستادم که یه دفعه خورشید طلوع کرد و همه جا روشن شد
    5)
    خواب خیار خوردن دیدم
    خواب بارون نم نم دیدم
    خواب تو آینه نگاه کردن دیدم
    خواب آسمون پر ستاره دیدم
    خواب ماه توی آسمون دیدم
    و… خیلی خوابهای کوچیک و بزرگ دیگه دوست دارم بدونم تعابیرشون به هم مربوط میشه؟
    با توجه به اینکه مادرم هم یبار خواب دیده که یه دختر داره و داره بهش شیر میده
    من الهام بانشی هستم متولد 1370 مجردم مسلمان شیعه هستم دوست دارم تعبیر خوابمو شما بهم بگید ممنونم منتظرم بی صبرانه

  8. جمشيد says:

    خواب ديدم دسشويى دارم به مسجد رسيديم شوهوم منتظر من بيرون مسجد من رفتم دسشويى در مسجد وقتى برگشتم كفشم دزديده بودن نميتونستم برم شوهرم هم منتظر من بود

  9. جمشيد says:

    مستراح خيلى كثيف بود

  10. جمشيد says:

    اخواب ديدم دسشويى دارم به مسجد رسيديم شوهوم منتظر من بيرون مسجد من رفتم دسشويى در مسجد وقتى برگشتم كفشم دزديده بودن نميتونستم برم شوهرم هم منتظر من بود
    مستراح خيلى كثيف بود

  11. SADRZADEH says:

    SALAM MOVAFAGH BASHID

  12. Behruz says:

    ابتدا پدرم از یکی برای دیگری طلب نمره کرد سپس من ان نمره را مخفیانه ثبت کردم محل کارمان کمی عوض شد طبق قانون کمی خرابتر شد من بقیه اعضا را در بهتر کردن کارمان امیدوار میکردم ودر یک خانه خرابه راهنمای مادر و خواهرم برای بیرون رفتن که یکباره مادرم روحانی را دید و گفت بروم ببینم ان چه کسی است من به دنبال او رفتم تا زمانی که او متوجه من شد من برگشتم پشت دیواری و زمانی او مرا دید بی اختیار فریادی زدم که یکباره دو موجود سفید وسیاه که نسبت به هر دو بی اعتماد بودم ان موجود سیاه میخواست از ان موضوع ثبت نمره سواستفاده کند و من گفتم خدای من بهتر میداند تمام

  13. سلام شرازط شما برای ایجاد درآمد از سایت چگونه است؟

  14. فروشگاه دوربین مداربسته,خرید دی وی ار dvr,لیست قیمت همکار دوربین مداربسته,پایه کاور صنعتی,فروش دوربین مداربسته تحت شبکه دام,آموزش نصب,انتقال تصویر اینترنتی موبایل

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *